جزوه روانشناسی ورزشی
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ورزش
تاریخ اولیه
در شکل گیری آن، روانشناسی ورزش در درجه اول قلمرو مربیان بدنی بود، نه محققین، که می تواند عدم وجود تاریخچه ثابت را توضیح دهد. [۳] با این وجود، بسیاری از مربیان به دنبال توضیح پدیده های مختلف مرتبط با فعالیت بدنی بودند و آزمایشگاه های روانشناسی ورزشی را توسعه دادند. جزوه روانشناسی ورزشی
تولد روانشناسی ورزشی در اروپا عمدتاً در آلمان اتفاق افتاد. اولین آزمایشگاه روانشناسی ورزشی توسط دکتر کارل دیم در اوایل دهه ۱۹۲۰ در برلین تاسیس شد. [۴] سال‌های اولیه روان‌شناسی ورزش نیز با تشکیل Deutsche Hochschule für Leibesübungen (کالج تربیت بدنی) در برلین آلمان توسط رابرت ورنر شولت در سال ۱۹۲۰ برجسته شد. این آزمایشگاه توانایی‌های فیزیکی و استعداد در ورزش را اندازه‌گیری کرد و در سال ۱۹۲۱ شولت بدن و ذهن را در ورزش منتشر کرد . در روسیه، آزمایشهای روانشناسی ورزشی به عنوان اوایل ۱۹۲۵ در موسسات از فرهنگ فیزیکی در مسکو و لنینگراد آغاز شد، و رسمی گروه ها روانشناسی ورزش حدود ۱۹۳۰٫ تشکیل شد . [۵]با این حال، کمی دیرتر در دوران جنگ سرد (۱۹۴۶-۱۹۸۹) بود که به دلیل رقابت نظامی بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده و در نتیجه تلاش برای افزایش مدال المپیک، برنامه های علوم ورزشی متعددی شکل گرفت. شماره. [۶] آمریکایی‌ها احساس می‌کردند که عملکرد ورزشی آنها در مقایسه با شوروی ناکافی و بسیار ناامیدکننده است، بنابراین این امر آنها را بر آن داشت که روی روش‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که می‌تواند عملکرد ورزشکارانشان را بهبود بخشد و آنها را علاقه‌مندتر به این موضوع کرد. . پیشرفت روانشناسی ورزش در اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای شرقی به دلیل ایجاد موسسات ورزشی که در آن روانشناسان ورزشی نقش مهمی داشتند، بیشتر عمدی بود. جزوه روانشناسی ورزشی
در آمریکای شمالی، سال‌های اولیه روان‌شناسی ورزش شامل مطالعات مجزا در مورد رفتار حرکتی، تسهیل اجتماعی و شکل‌گیری عادت بود. در طول دهه ۱۸۹۰، EW Scripture طیف وسیعی از آزمایش‌های رفتاری، از جمله اندازه‌گیری زمان واکنش دوندگان، زمان فکر در کودکان مدرسه‌ای، و دقت باتوم رهبر ارکستر را انجام داد. [۷] با وجود آزمایش های قبلی کتاب، در این بررسی روانشناسی ورزش برای اولین بار به رسمیت شناخته شده که توسط یک روانشناس آمریکایی نورمن Triplett انجام شد، در سال ۱۸۹۸٫ [۸] کار نورمن Triplett نشان داد که دوچرخه سواران به احتمال زیاد به چرخه سریعتر با یک ضربان ساز یا یک رقیب بود که در ادبیات روانشناسی اجتماعی و تسهیلگری اجتماعی بنیادی بوده است. [۹]او در مورد یافته‌های خود در مقاله‌ای نوشت که به عنوان اولین مقاله علمی در مورد روان‌شناسی ورزش با عنوان «عوامل پویا در ضربان‌سازی و رقابت» در سال ۱۸۹۸ در مجله آمریکایی روان‌شناسی منتشر شد . تحقیقات پرنده‌شناسان لشلی و واتسون در مورد منحنی یادگیری برای کمانداران تازه‌کار، الگوی قوی برای تحقیقات شکل‌گیری عادت در آینده ارائه کرد، زیرا آنها استدلال می‌کردند که انسان‌ها در مقایسه با یک کار پیش پاافتاده، سطوح بالاتری از انگیزه برای دستیابی به کاری مانند تیراندازی با کمان دارند. [۱۰] محققین آلبرت جوهانسون و جوزف هلمز بازیکن بیسبال بیب روث را آزمایش کردنددر سال ۱۹۲۱، همانطور که توسط ورزش نویس هیو اس. فولرتون گزارش شده است. سرعت چرخش روت، تنفس او درست قبل از زدن توپ بیسبال، هماهنگی و سرعت حرکات مچ دست، و زمان واکنش او اندازه گیری شد و محققان به این نتیجه رسیدند که استعداد روت را می توان تا حدی به مهارت های حرکتی و رفلکس هایی نسبت داد که بسیار بالاتر از آن ها بود. از یک فرد متوسط [۱۱]
کلمن گریفیث: “اولین روانشناس ورزشی آمریکا” جزوه روانشناسی ورزشی
کلمن گریفیث به عنوان یک استاد آمریکایی روانشناسی تربیتی در دانشگاه ایلینویز کار کرد، جایی که برای اولین بار تحقیقات جامع و روانشناسی ورزشی کاربردی انجام داد. او مطالعات 01445241 بینایی و توجه بازیکنان بسکتبال و فوتبال انجام داد و به زمان واکنش، تنش و آرامش عضلانی و آگاهی ذهنی آنها علاقه مند بود. [۱۲] گریفیث کار خود را در سال ۱۹۲۵ با مطالعه روانشناسی ورزش در دانشگاه ایلینویز که توسط آزمایشگاه تحقیقات در دو و میدانی تامین می شد، آغاز کرد. [۱۳]تا زمان بسته شدن آزمایشگاه در سال ۱۹۳۲، او به تحقیق و روانشناسی ورزشی در این زمینه پرداخت. این آزمایشگاه برای مطالعه روانشناسی ورزش استفاده شد. که در آن عوامل مختلف موثر بر عملکرد ورزشی و الزامات فیزیولوژیکی و روانی مسابقات ورزشی مورد بررسی قرار گرفت. او سپس یافته های خود را به مربیان منتقل کرد و به پیشرفت دانش روانشناسی و فیزیولوژی در عملکرد ورزشی کمک کرد. گریفیث همچنین دو اثر مهم را در این زمان منتشر کرد: روانشناسی مربیگری (۱۹۲۶) و روانشناسی دو و میدانی (۱۹۲۸). کلمن گریفیث همچنین اولین کسی بود که کار روانشناسان ورزشی را توصیف کرد و در مورد وظایف اصلی که آنها باید قادر به انجام آنها باشند صحبت کرد. او در اثر خود با عنوان “روانشناسی و رابطه آن با رقابت های ورزشی” به این موضوع اشاره کرد.[۱۴] یکی از کارها آموزش اصول روانشناختی به مربیان جوانتر و غیر 989 بود که توسط مربیان موفق و با تجربه تر استفاده می شد. وظیفه دیگر تطبیق دانش روانشناختی با ورزش و آخرین کار استفاده از روش علمی و آزمایشگاهی برای کشف حقایق و اصول جدیدی بود که می تواند به سایر متخصصان این حوزه کمک کند. جزوه روانشناسی ورزشی
در سال ۱۹۳۸، گریفیث به دنیای ورزش بازگشت تا به عنوان مشاور روانشناس ورزشی برای شیکاگو کابز خدمت کند . گریفیث که توسط فیلیپ رایگلی به مبلغ ۱۵۰۰ دلار استخدام شد ، مجموعه ای از عوامل مانند: توانایی، شخصیت، رهبری، یادگیری مهارت و عوامل روانشناختی اجتماعی مرتبط با عملکرد را بررسی کرد. [۱۳] گریفیث تحلیل‌های دقیقی از بازیکنان انجام داد و در عین حال پیشنهادهایی برای بهبود اثربخشی تمرین ارائه کرد. [۱۵] گریفیث همچنین چندین توصیه به آقای Wrigley کرد، از جمله یک “کلینیک روانشناسی” برای مدیران، مربیان و بازیکنان ارشد. ریگلی یک موقعیت تمام وقت به عنوان یک روانشناس ورزشی به گریفیث پیشنهاد کرد، اما او پیشنهاد تمرکز بر تحصیل پسرش در دبیرستان را رد کرد.
کلمن گریفیث کمک‌های زیادی به حوزه روان‌شناسی ورزش کرد، اما برجسته‌ترین آن این بود که مطالعات میدانی (مانند مصاحبه‌های ورزشکاران و مربیان) می‌تواند درک کامل‌تری از نحوه اجرای اصول روان‌شناختی در موقعیت‌های رقابتی ارائه دهد. گریفیث خود را وقف تحقیقات دقیق کرد و همچنین برای مخاطبان کاربردی و آکادمیک منتشر کرد و اشاره کرد که کاربردی بودن تحقیقات روانشناسی ورزشی با تولید دانش به همان اندازه مهم است. در نهایت، گریفیث تشخیص داد که روانشناسی ورزشی باعث افزایش عملکرد و رشد شخصی می شود. جزوه روانشناسی ورزشی
در سال ۱۹۲۳، گریفیث اولین دوره های دانشگاهی روانشناسی ورزشی (“روانشناسی و دو و میدانی”) را در دانشگاه ایلینویز توسعه داد و تدریس کرد و در نتیجه فعالیت های خود به عنوان “پدر روانشناسی ورزش” در ایالات متحده شناخته شد. دستاوردهای پیشگام در آن حوزه با این حال، او به عنوان “پیامبر بدون شاگردان” نیز شناخته می شود، زیرا هیچ یک از شاگردانش روانشناسی ورزش را ادامه ندادند و کار او فقط از دهه ۱۹۶۰ مورد توجه قرار گرفت [۱۴]
رشد و ظهور مجدد به عنوان یک رشته
فرانکلین ام. هنری محقق دیگری بود که تأثیر مثبتی بر روانشناسی ورزش داشت. [۱۶] در سال ۱۹۳۸، او شروع به مطالعه کرد که چگونه عوامل مختلف در روانشناسی ورزشی می توانند بر مهارت های حرکتی ورزشکاران تأثیر بگذارند. او همچنین بررسی کرد که ارتفاع بالا چگونه می تواند بر ورزش و عملکرد، آئروآمبولی و بیماری رفع فشار تأثیر بگذارد و مطالعاتی در مورد ادراک حرکتی، یادگیری مهارت های حرکتی و واکنش عصبی عضلانی در آزمایشگاه او انجام شد. [۱۷] در سال ۱۹۶۴، او مقاله ای با عنوان “تربیت بدنی: یک رشته آکادمیک” نوشت که به پیشرفت بیشتر روانشناسی ورزش کمک کرد و شروع به دادن شکل علمی و علمی به آن کرد. علاوه بر این، او بیش از ۱۲۰ مقاله منتشر کرد، عضو هیئت مدیره مجلات مختلف بود و جوایز و تحسین های زیادی را برای مشارکت هایش دریافت کرد. جزوه روانشناسی ورزشی
با توجه به سفر نسبتاً رایگان اطلاعات در میان تمرین‌کنندگان اروپایی، روان‌شناسی ورزش ابتدا در اروپا شکوفا شد، جایی که در سال ۱۹۶۵، اولین کنگره جهانی روان‌شناسی ورزشی در رم، ایتالیا تشکیل شد. این جلسه با حضور حدود ۴۵۰ متخصص عمدتاً از اروپا، استرالیا و قاره آمریکا باعث ایجاد انجمن بین المللی روانشناسی ورزشی (ISSP) شد. ISSP پس از سومین کنگره جهانی روانشناسی ورزشی در سال ۱۹۷۳ به یک سازمان روانشناسی ورزشی برجسته تبدیل شد. علاوه بر این، فدراسیون روانشناسی ورزشی اروپا در سال ۱۹۶۸ تأسیس شد.جزوه روانشناسی ورزشی
در آمریکای شمالی، حمایت از روانشناسی ورزشی ناشی از تربیت بدنی بود. جامعه آمریکای شمالی برای روانشناسی ورزش و فعالیت بدنی (NASPSPA) از یک گروه ذینفع به یک سازمان تمام عیار، که ماموریت شامل ترویج تحقیق و تدریس از رفتار حرکتی و روانشناسی ورزش و فعالیت بدنی رشد داشته است. در کانادا، انجمن کانادایی برای یادگیری روانی حرکتی و روانشناسی ورزشی (SCAPPS) در سال ۱۹۷۷ برای ترویج مطالعه و تبادل نظر در زمینه های رفتار حرکتی و روانشناسی ورزشی تأسیس شد.
در سال ۱۹۷۹، راینر مارتنز مقاله ای با عنوان “درباره اسموک و جوک” منتشر کرد که در آن ادعا کرد که به کار بردن تحقیقات آزمایشگاهی خاص در موقعیت های ورزشی دشوار است. به عنوان مثال، چگونه می توان فشار شلیک یک شوت نادرست در مقابل ۱۲۰۰۰ طرفدار فریاد زده را در آزمایشگاه تکرار کرد؟ مارتنز گفت: “من شک دارم که مطالعات روانشناختی مجزا که چند متغیر را دستکاری می کنند، تلاش برای کشف اثرات X بر Y، می تواند تجمعی باشد تا تصویری منسجم از رفتار انسان ایجاد کند. من احساس می کنم که کنترل ظریف در تحقیقات آزمایشگاهی به دست آمده است. اعتبار خارجی مطالعات آزمایشگاهی در بهترین حالت محدود به پیش‌بینی رفتار در آزمایشگاه‌های دیگر است.» [۱۸]مارتنز از محققان خواست تا از آزمایشگاه خارج شده و به میدان بروند تا با ورزشکاران و مربیان در زمین خود ملاقات کنند. مقاله مارتنز باعث افزایش علاقه به روش‌های تحقیق کیفی در روان‌شناسی ورزش شد، مانند مقاله مهم «پیوندهای ذهنی به تعالی». [۱۹]
اولین مجله The Journal of Sport Psychology در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. و در سال ۱۹۸۵، چند تن از روانشناسان ورزشی کاربردی، به سرپرستی جان سیلوا، معتقد بودند که سازمانی برای تمرکز بر مسائل حرفه ای در روانشناسی ورزش مورد نیاز است و بنابراین انجمن پیشرفت روانشناسی ورزشی کاربردی (AAASP) را تشکیل دادند. این در پاسخ به رای NASPSPA برای عدم پرداختن به مسائل کاربردی و حفظ تمرکز آنها بر تحقیقات انجام شد. [۲۰] در سال ۲۰۰۷، AAASP “Advancement” را از نام خود حذف کرد تا به انجمن روانشناسی ورزشی کاربردی (AASP) تبدیل شود، همانطور که در حال حاضر شناخته می شود. جزوه روانشناسی ورزشی
AAASP به دنبال هدف اعلام شده خود مبنی بر ترویج علم و عمل روانشناسی ورزشی کاربردی، به سرعت برای ایجاد استانداردهای یکسان تمرین، که با توسعه یک کد اخلاقی برای اعضای خود در دهه ۱۹۹۰ برجسته شد، تلاش کرد. توسعه برنامه AAASP Certified Consultant (CC-AAASP) به استانداردسازی آموزش مورد نیاز برای تمرین روانشناسی ورزشی کاربردی کمک کرد. علاوه بر این، در سال ۲۰۱۸ AASP برنامه صدور گواهینامه خود را به روز کرد و مشاور عملکرد ذهنی معتبر (CMPC) را راه اندازی کرد. هدف AASP ارائه رهبری برای توسعه تئوری، تحقیق و تمرین کاربردی در ورزش، ورزش و روانشناسی سلامت است. [۲۱] همچنین در همین دوره زمانی، بیش از ۵۰۰ عضو انجمن روانشناسی آمریکا (APA) طوماری برای ایجاد بخش ۴۷ در سال ۱۹۸۶ امضا کرد که بر روی ورزش و روانشناسی ورزشی متمرکز است. جزوه روانشناسی ورزشی
روانشناسی ورزشی در بازی های المپیک در سال ۱۹۸۴ قابل مشاهده شد، [۲۲] زمانی که تیم های المپیک شروع به استخدام روانشناسان ورزشی برای ورزشکاران خود کردند، و در سال ۱۹۸۵، زمانی که تیم ایالات متحده اولین روانشناس ورزشی دائمی خود را استخدام کرد. برای بازی های المپیک تابستانی در سال ۱۹۹۶، ایالات متحده بیش از ۲۰ روانشناس ورزشی داشت که با ورزشکاران خود کار می کردند.
اخیراً نقش روانشناس ورزشی برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده برای مدیریت خشم برای ورزشکاران مطرح شده است. روانشناسان ورزشی جزوه روانشناسی ورزشی  به طور فزاینده ای نیاز به پرداختن به این موضوع و ارائه راهبردها و مداخلات برای غلبه بر خشم و پرخاشگری بیش از حد در ورزشکاران و ارائه تکنیک هایی برای ورزشکاران برای مدیریت احساسات دارند. یک برنامه جامع مدیریت خشم برای ورزشکاران توسط دکتر میچ آبرامز، روانشناس ورزشی دارای مجوز و نویسنده “مدیریت خشم در ورزش” [۲۳] ایجاد شد.
بحث در مورد حرفه ای شدن روانشناسی ورزش
همانطور که مارتنز برای روش‌های کاربردی در تحقیقات روان‌شناسی ورزشی استدلال می‌کرد، ظهور روزافزون دست اندرکاران جزوه روانشناسی ورزشی روان‌شناسی ورزش (از جمله مشاوران روان‌شناسی ورزشی که مهارت‌ها و اصول روان‌شناسی ورزش را به ورزشکاران و مربیان آموزش می‌دادند، و روانشناسان بالینی و مشاوره که به ورزشکاران مشاوره و درمان ارائه می‌دادند) منجر شد. تمرکز بر دو پرسش کلیدی و بحثی است که تا به امروز ادامه دارد: رشته روان‌شناسی ورزش تحت چه دسته‌ای قرار می‌گیرد؟، و چه کسی شیوه‌های پذیرفته‌شده برای روان‌شناسی ورزش را اداره می‌کند؟ آیا روانشناسی ورزش شاخه ای از حرکت شناسی است یا علم ورزش و ورزش (مانند فیزیولوژی ورزش و تمرینات ورزشی)؟ آیا شاخه ای از روانشناسی است یا مشاوره؟ یا یک رشته مستقل است؟ [ نیازمند منبع ]
Danish و Hale (1981) ادعا کردند که بسیاری از روانشناسان بالینی از مدل های پزشکی روانشناسی برای مشکل سازی مشکلات ورزشی به عنوان نشانه های بیماری روانی به جای استفاده از دانش تجربی تولید شده توسط محققان روانشناسی ورزشی استفاده می کنند، که در بسیاری از موارد نشان می دهد که مشکلات ورزشی وجود ندارد. نشانه های بیماری روانی Danish و Hale پیشنهاد کردند که از یک مدل توسعه انسانی برای ساختار تحقیق و عملکرد کاربردی استفاده شود. [۲۴] هیمن (۱۹۸۲) بر تحمل مدل‌های متعدد (آموزشی، انگیزشی، توسعه‌ای) تحقیق و تمرین تاکید کرد، [۲۵] در حالی که دیشمن (۱۹۸۳) به جای وام گرفتن از روش‌های آموزشی و آموزشی نیاز به توسعه مدل‌های روان‌شناسی ورزشی منحصربه‌فرد داشت. روانشناسی بالینی. [۲۶]
از آنجایی که تمرین روان‌شناسی ورزش در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ گسترش یافت، برخی از تمرین‌کنندگان ابراز نگرانی کردند جزوه روانشناسی ورزشی که این رشته فاقد یکنواختی است و برای تبدیل شدن به یک “حرفه خوب” به یکپارچگی نیاز دارد. [۲۷] برخی مسائل مربوط به اعتباربخشی برنامه های تحصیلات تکمیلی و آموزش یکسان دانشجویان فارغ التحصیل در روانشناسی ورزشی را برای ارتقای رشته روانشناسی ورزش، آموزش عمومی در مورد آنچه یک روانشناس ورزشی انجام می دهد و تضمین بازار کار باز ضروری می دانستند. برای تمرین کنندگان [۲۸] با این حال، Hale و Danish (1999) استدلال کردند که اعتباربخشی برنامه‌های تحصیلات تکمیلی ضروری نیست و یکنواختی را تضمین نمی‌کند. در عوض، این نویسندگان تمرین ویژه ای را در روانشناسی ورزشی کاربردی پیشنهاد کردند که شامل ساعات تماس بیشتر با مشتریان و نظارت دقیق تر بود.[۲۹]
وضعیت ف01445241
ادغام وضعیت AASP و وضعیت حرفه روانشناسی ورزشی گمراه کننده خواهد بود. با این حال، با توجه به اینکه AASP دارای بیشترین عضویت در بین هر سازمان حرفه ای است که به طور کامل به روانشناسی ورزش اختصاص دارد، شایسته است به ماهیت بحث برانگیز آینده سازمان اشاره کنیم.
به نظر می رسد بین اعضای AASP که مایلند سازمان به عنوان یک گروه تجاری که گواهینامه CC-AASP را ترویج می کند و جزوه روانشناسی ورزشی برای توسعه شغلی فشار می آورد، شکافی وجود دارد، و افراد زیادی از اعضای AASP AASP وجود دارند که سازمان را ترجیح می دهند. به عنوان یک جامعه حرفه ای و یک انجمن برای تبادل تحقیق و عمل ایده ها باقی بماند. بسیاری از اعضای AASP معتقدند که سازمان می تواند هر دو نیاز را به طور موثر برآورده کند. این مشکلات در سخنرانی موسس AASP جان سیلوا در کنفرانس سال ۲۰۱۰ نشان داده شد. سیلوا پنج نکته ضروری را برای AASP و زمینه بزرگتر روانشناسی ورزشی کاربردی که در آینده نزدیک باید مورد توجه قرار دهند برجسته کرد:
توسعه و پیشرفت منظم تمرین روانشناسی ورزشی
ماهیت میان رشته ای روانشناسی ورزش را در آغوش بگیرید و تقویت کنید
پیشرفت تحصیلات تکمیلی و آموزش در روانشناسی ورزشی
فرصت های شغلی را برای تمرین در ورزش های دانشگاهی، المپیک و حرفه ای ایجاد کنید
عضو محور باشید و به عضویت آن خدمت کنید
سپس سیلوا پیشنهاد کرد که AASP جایگاه قانونی اصطلاح “مشاور روانشناسی ورزشی” را ارتقا دهد و یک مدل آموزشی را برای آموزش دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی مشاوران روانشناسی ورزشی اتخاذ کند. در حالی که گواهینامه AASP Certified Consultant (CC-AASP) مسیر قانونی را برای آموزش پس از فارغ التحصیلی فراهم می کند، از نظر قانونی فردی را که دارای اعتبارنامه CC-AASP نیست از تمرین روانشناسی ورزشی منع نمی کند. سیلوا ادعا کرد که متخصصان روانشناسی ورزشی آینده باید دارای مدرک روانشناسی و علوم ورزشی باشند و آموزش آنها در نهایت به کسب عنوان قانونی ختم شود. استدلال شد که این باید احتمال دریافت خدمات شایسته را از سوی مشتریان افزایش دهد، زیرا تمرین‌کنندگان در هر دو بخش “ورزش” و “روانشناسی” روانشناسی ورزشی آموزش دیده‌اند. سیلوا به این نتیجه رسید که AASP و APA برای ایجاد حمایت قانونی برای عبارت “مشاور روانشناسی ورزشی” با یکدیگر همکاری می کنند. نتایج گزارش کمیته برنامه ریزی استراتژیک AASP در اواخر سال ۲۰۱۱ منتشر خواهد شد[ نیاز به بروز رسانی دارد ] و بحث و مناظره در مورد آینده این حوزه را ادامه خواهد داد. [ نیازمند منبع ]
اعمال شد
روانشناسی ورزش و ورزش کاربردی شامل آموزش ورزشکاران، مربیان، تیم ها، ورزشکاران، والدین، متخصصان تناسب اندام،جزوه روانشناسی ورزشی گروه ها و سایر مجریان در مورد جنبه های روانشناختی ورزش یا فعالیت آنهاست. هدف تمرین کاربردی بهینه سازی عملکرد و لذت از طریق استفاده از مهارت های روانشناختی و استفاده از روانسنجی و ارزیابی روانشناختی است. [۳۰]عمل روانشناسی ورزشی کاربردی از نظر قانونی به افرادی که دارای یک نوع گواهینامه یا مجوز هستند محدود نمی شود. موضوع “روانشناسی ورزشی کاربردی دقیقاً چیست و چه کسی می تواند آن را تمرین کند؟” در میان متخصصان روانشناسی ورزشی مورد بحث قرار گرفته است و تا به امروز هنوز راه حل قانونی رسمی در ایالات متحده وجود ندارد. برخی توانایی حرفه ای هایی که فقط دارای آموزش علوم ورزشی یا حرکت شناسی هستند برای تمرین “روانشناسی” با مشتریان را زیر سوال می برند، در حالی که برخی دیگر مخالف هستند که روانشناسان بالینی و مشاوره بدون آموزش علوم ورزشی صلاحیت حرفه ای کار با ورزشکاران را ندارند. با این حال، این بحث نباید این واقعیت را تحت الشعاع قرار دهد که بسیاری از متخصصان تمایل به همکاری با یکدیگر را برای ترویج بهترین شیوه ها در بین همه پزشکان ابراز می کنند.
رویکردهای مختلفی وجود دارد که یک روانشناس ورزشی می تواند در حین کار با مشتریان خود از آنها استفاده کند. به عنوان مثال، رویکرد اجتماعی-روانشناختی بر محیط اجتماعی و شخصیت فرد و چگونگی تأثیر متقابل پیچیده بین این دو بر رفتار متمرکز است. رویکرد روانی-فیزیولوژیکی بر فرآیندهای مغز و تأثیر آنها بر فعالیت بدنی متمرکز است و رویکرد شناختی-رفتاری روش هایی را که در آن افکار فردی رفتار را تعیین می کند، تجزیه و تحلیل می کند. به طور کلی، دو نوع روانشناس ورزشی وجود دارد که بر ورزشکاران مبتلا به اختلالات هیجانی شدید تمرکز می کنند: آموزشی و بالینی.
[۳۱]
روانشناسان ورزشی تربیتی
روانشناسان ورزشی آموزشی بر استفاده از آموزش مهارت‌های روان‌شناختی (مثلاً هدف‌گذاری، تصویرسازی، مدیریت انرژی، صحبت با خود) هنگام کار با مشتریان با آموزش و آموزش آنها در مورد نحوه استفاده مؤثر از این مهارت‌ها در موقعیت‌های عملکردی تأکید می‌کنند. هدف مشترک یک روانشناس ورزشی آموزشی، ارتقای عملکرد از طریق آموزش مهارت به ورزشکاران در مورد نحوه مدیریت عوامل ذهنی ورزش برای به حداکثر رساندن پتانسیل است. [۳۲]
روانشناس ورزشی بالینی
روانشناسان بالینی مدرک دکترا در روانشناسی بالینی یا مشاوره دریافت می کنند. [۳۳] آن‌ها با ورزشکارانی ملاقات می‌کنند جزوه روانشناسی ورزشی که مشکلات سلامت روانی دارند و برای ارائه راه‌حل‌های سلامت روانی که به آن‌ها نیاز دارند، به صورت فردی و گروهی کار می‌کنند. زمینه های تخصص عمدتاً شامل مسائل بالینی است که شامل افسردگی، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد می شود اما محدود به آن نمی شود. [۳۳] آنها قادر به تجویز داروها یا اشکال دیگر درمان برای رسیدگی به مسائل بالینی هستند. یک روانشناس ورزشی غیر بالینی ممکن است یکی از مشتریان خود را به یک روانشناس بالینی ارجاع دهد اگر تصور شود که ورزشکار ممکن است در مورد سلامت روان خود به کمک بیشتری نیاز داشته باشد. [۳۲] بسیاری از روانشناسان ورزشی بالینی به سادگی تخصص بالینی خود را بر روی ورزشکاران اعمال می کنند و در توانایی های خود برای افزایش عملکرد محدود هستند.
زمینه های مشترک مطالعه
در زیر زمینه های تحقیقاتی گسترده در این زمینه فهرست شده است. این فهرست کاملی از همه موضوعات نیست، بلکه مروری است بر انواع موضوعات و مفاهیمی که روانشناسان ورزشی مطالعه می کنند. اخیراً [ چه زمانی؟ ] انتقاد از کیفیت، مفروضات و روش‌های تحقیق استرس روان‌شناسی ورزشی توجه فزاینده‌ای را به خود جلب کرده است، [۳۴] و بحث‌های آکادمیک پررونقی در مورد کیفیت تحقیقات ورزشی محدودیت‌ها و جهت‌گیری‌های آتی آن شکل گرفته است.
شخصیت
یکی از زمینه های رایج مطالعه در روانشناسی ورزش، رابطه بین شخصیت و عملکرد است. این تحقیق بر ویژگی های شخصیتی خاص و چگونگی ارتباط آنها با عملکرد یا سایر متغیرهای روانشناختی تمرکز دارد. ویژگی های شخصیتی مختلفی وجود دارد که در بین ورزشکاران نخبه ثابت شده است. اینها شامل اما نه محدود به سرسختی ذهنی، خودکارآمدی، برانگیختگی، انگیزه، تعهد، رقابت، و کنترل است. سرسختی ذهنییک مزیت روانشناختی است که به فرد کمک می کند تا در سطح بالایی به طور مداوم عمل کند. ورزشکاران از نظر ذهنی سرسخت چهار ویژگی را نشان می دهند: خودباوری قوی (اعتماد به نفس) در توانایی خود برای عملکرد خوب، انگیزه درونی برای موفقیت، توانایی تمرکز بر افکار و احساسات بدون حواس پرتی، و خونسردی تحت فشار. [۳۵] خودکارآمدی این باور است که فرد می تواند یک کار خاص را با موفقیت انجام دهد. [۳۶] در ورزش، خودکارآمدی به عنوان اعتماد به نفس ورزشی در نظر گرفته شده است. [۳۷] با این حال، باورهای کارآمدی مختص یک کار خاص است (مثلاً، من معتقدم که می‌توانم هر دو پرتاب آزاد را با موفقیت انجام دهم)، در حالی که اعتماد به نفس یک احساس عمومی‌تر است (مثلاً، من معتقدم که امروز یک بازی خوب خواهم داشت). انگیختگیبه فعال سازی فیزیولوژیکی و شناختی فرد اشاره دارد. در حالی که بسیاری از محققان رابطه بین برانگیختگی و عملکرد را بررسی کرده اند، یک نظریه متحد کننده هنوز ایجاد نشده است. با این حال، تحقیقات نشان می دهد که درک برانگیختگی (یعنی خوب یا بد) با عملکرد مرتبط است. [۳۸] انگیزه را می توان به طور کلی به عنوان اراده برای انجام یک وظیفه معین تعریف کرد. گفته می شود افرادی که به دلایل درونی بازی می کنند یا اجرا می کنند، مانند لذت و رضایت، انگیزه درونی دارند، در حالی که افرادی که به دلایل بیرونی مانند پول یا توجه دیگران بازی می کنند، انگیزه بیرونی دارند. [۳۹] تعهد به تعهد به ادامه ورزش از ابتدای توسعه تا سطح بالایی از تخصص ورزشی اشاره دارد. رقابت پذیریتوانایی به چالش کشیدن حریفان با هدف موفقیت است. [۴۰] کنترل توانایی جدا کردن و تمرکز بر رویدادهای مختلف در زندگی فرد است، چه در داخل و چه در خارج از ورزش. [۴۰] علاوه بر این، مهارت‌های روان‌شناختی خاصی وجود دارد که در شخصیت ریشه‌دار است و در سطوح بالاتری در ورزشکاران نخبه نسبت به افراد معمولی وجود دارد. اینها شامل تنظیم برانگیختگی، تعیین هدف، تصویرسازی، روال های قبل از اجرا و صحبت با خود است. [۴۰]
بر اساس مدل هلندر (۱۹۷۱)، تصور می شود که شخصیت از سه بعد تشکیل شده است: رفتار مرتبط با نقش، پاسخ های معمولی و هسته روانی. رفتارهای مرتبط با نقش به اعمالی گفته می شود که فرد در موقعیتی خاص از خود نشان می دهد. این رفتارها اغلب تغییر می کنند، بنابراین بیرونی و پویا هستند. پاسخ‌های معمولی روشی است که فرد معمولاً در نتیجه یک رویداد جزوه روانشناسی ورزشی عمل می‌کند. هسته روانشناختی یک فرد به اخلاقیات، باورها و ارزش هایی که دارند اشاره دارد. این در شرایط مختلف تغییر نمی کند، بنابراین درونی و ثابت است. رویکردهای متعددی برای شخصیت و چگونگی شکل گیری آن وجود دارد. [۳۲]
رویکرد روان پویایی
این نظریه چگونگی تعامل ناخودآگاه با وجدان یک فرد را بررسی می کند. این پیشنهاد می کند که افکار، احساسات و عواطف زیربنایی بر نحوه تفکر و عمل ما تأثیر می گذارد. ناخودآگاه ارتباط نزدیکی با تجربیات حل تعارض در کودکی دارد. این نظریه بر درک فرد به عنوان یک کل، به جای هر یک از ویژگی ها تأکید دارد. این نظریه عوامل محیطی را که بر رفتار تأثیر می گذارند در نظر نمی گیرد. [۳۲]
رویکرد صفت
این نظریه بر ویژگی هایی که معمولاً به یک فرد نسبت داده می شود و نحوه تأثیرگذاری آنها بر روشی که فرد بر مبنای عادی عمل می کند تمرکز دارد. صفات در پیش بینی رفتار معمول مفید هستند، با این حال، همیشه نمی توانند رفتار موقعیتی را مستعد کنند [۳۲] .
رویکرد موقعیتی
این نظریه نشان می دهد که چگونه یک فرد عمل خواهد کرد کاملا به محیط بستگی دارد. به عنوان مثال، اگر بازیکنی در زمین بازی تهاجمی عمل کند، ممکن است تا این حد از زمین بازی خارج نشود. این نظریه ویژگی های فردی را نادیده می گیرد و تفاوت بین افراد را در نظر نمی گیرد [۳۲] .
رویکرد تعاملی
این نظریه ترکیبی از رویکرد ویژگی و موقعیت است. این نشان می‌دهد که ویژگی‌هایی که معمولاً به یک فرد نسبت داده می‌شوند، مستعد رفتار هستند، با این حال، این ویژگی‌ها بر رفتار تأثیر نمی‌گذارند مگر اینکه موقعیت آن را اقتضا کند. این نظریه بیشتر توسط روانشناسان ورزشی مورد استفاده قرار می گیرد زیرا اجزای هر فرد و موقعیتی را که در دست است در نظر می گیرد. روش اندازه‌گیری شخصیت شامل ارزیابی ویژگی‌ها یا سبک معمول رفتار، در مقابل حالت، هیجان یا رفتار فوری در لحظه است [۳۲] .
عملکرد ورزشی
یکی از جالب ترین حوزه های تحقیق، عملکرد ورزشکاران است. عملکرد ورزشی را می توان با گزارش خود یا داده های عینی (به عنوان مثال آمار بازیکن/تیم) اندازه گیری کرد. در حال حاضر ترجیح بسیاری از محققان به استفاده از گزارش های خود یا ترکیبی از اندازه گیری های ذهنی و عینی، به دلیل ماهیت پیچیده عملکرد ورزشی است. به عنوان مثال، مقیاس عملکرد ذهنی ورزشکار (ASPS) با داده های عینی (آمار بازیکن) توسعه یافته و اعتبار سنجی شده است، و به عنوان ابزاری قابل اعتماد برای ارزیابی عملکرد ورزشی در ورزش های تیمی شناخته شده است. [۴۱]
ورزش جوانان
ورزش جوانان به برنامه های ورزشی سازماندهی شده برای کودکان کمتر از ۱۸ سال اطلاق می شود. محققان در این زمینه بر مزایا یا معایب مشارکت ورزشی جوانان و چگونگی تأثیر والدین بر تجربیات فرزندانشان از فعالیت های ورزشی تمرکز می کنند. در این روزگار، جوانان بیشتر و بیشتر تحت تأثیر آنچه در تلویزیون از بت های ورزشی خود می بینند، قرار می گیرند. به همین دلیل، دیدن یک کودک هفت ساله که در یک بازی فوتبال بازی می کند، نادر نیست، زیرا از نظر اجتماعی تحت تأثیر آنچه در تلویزیون می بیند، قرار می گیرد.
مهارت های زندگی به مهارت ها و منابع ذهنی، عاطفی، رفتاری و اجتماعی اشاره دارد که از طریق مشارکت ورزشی ایجاد می شود. [۴۲] تحقیقات در این زمینه بر چگونگی توسعه و انتقال مهارت های زندگی از ورزش به سایر زمینه های زندگی (مثلاً از تنیس به مدرسه) و توسعه و اجرای برنامه متمرکز است. [۴۳] فرسودگی شغلی در ورزش معمولاً دارای سه بعد است: خستگی جزوه روانشناسی ورزشی عاطفی، مسخ شخصیت، و کاهش احساس موفقیت. [۴۴] ورزشکارانی که فرسودگی شغلی را تجربه می‌کنند ممکن است عوامل مؤثر متفاوتی داشته باشند، اما دلایل شایع‌تر عبارتند از کمال‌گرایی، کسالت، آسیب‌دیدگی، فشار بیش از حد، و تمرین بیش از حد. [۴۵]فرسودگی شغلی در بسیاری از جمعیت‌های مختلف ورزشی (مثلاً مربیان) مورد مطالعه قرار می‌گیرد، اما یک مشکل عمده در ورزش جوانان است و به کناره‌گیری از ورزش کمک می‌کند. فرزندپروری در ورزش جوانان برای ورزشکاران جوان ضروری و حیاتی است. تحقیقات در مورد فرزندپروری به بررسی رفتارهایی می پردازد که به مشارکت کودکان کمک می کند یا مانع آن می شود. برای مثال، تحقیقات نشان می‌دهد که بچه‌ها می‌خواهند والدینشان حمایت کنند و مشارکت کنند، اما توصیه‌های فنی نمی‌کنند مگر اینکه در این ورزش مهارت کافی داشته باشند. [۴۶] خواسته های بیش از حد والدین نیز ممکن است به فرسودگی شغلی کمک کند. رفتار مربی نقش عمده ای در نحوه تجربه ورزشکاران جوان از ورزش دارد. [۴۷]در تحقیقاتی که در زمینه کدگذاری سبک های رفتاری مربیان انجام شده است، مشخص شده است که کودکان در درک رفتارهای مربیگری دقیق تر از مربی هستند. این عدم آگاهی به شدت به رفتارهای منفی ورزشکاران و فرسودگی شغلی کمک می کند. [۴۷]
مربیگری
همچنین ببینید: مربی (ورزشی) ، روانشناسی مربیگری § مربیگری ورزشکار و مربیگری § مربیگری ورزشی
در حالی که روانشناسان ورزشی عمدتاً با ورزشکاران کار می کنند و تحقیقات خود را بر روی بهبود عملکرد ورزشی متمرکز می کنند، مربیان جمعیت دیگری هستند که در آن مداخله می تواند انجام شود. محققان در این زمینه بر انواع چیزهایی که مربیان می توانند برای بهبود تکنیک مربیگری و عملکرد ورزشکاران خود بگویند یا انجام دهند تمرکز می کنند.
جو انگیزشی به عوامل موقعیتی و محیطی اطلاق می شود که بر اهداف افراد تأثیر می گذارد. [۴۸] دو نوع عمده جو انگیزشی که مربیان می توانند ایجاد کنند، وظیفه گرا و من محور هستند. در حالی که برنده شدن هدف کلی مسابقات ورزشی بدون توجه به جو انگیزشی است، وظیفه مداری بر ایجاد مهارت، بهبود، تلاش کامل و تسلط بر کار در دست انجام (یعنی اهداف خودارجاعی) تاکید دارد، در حالی که خود محوری تاکید دارد. نشان دادن توانایی برتر، رقابت، و ارتقای تلاش یا پیشرفت فردی (یعنی اهداف دیگر) مشخص شده است که یک جو وظیفه‌محور انگیزه درونی و خودتعیین‌کننده بیشتری را در ورزشکاران در مقایسه با آب و هوای خودمحور ایجاد می‌کند. [۴۹] علاوه بر این، محیطی که تمرکز اصلی آن خودسازی است، انگیزه درونی بیشتری نسبت به محیطی که برنده شدن در آن تمرکز دارد، ایجاد می کند.
شیوه‌های مؤثر مربیگری ، بهترین راه‌هایی را که مربیان می‌توانند به ورزشکاران خود هدایت و آموزش دهند، کشف می‌کنند. برای مثال، محققان ممکن است مؤثرترین روش‌ها را برای ارائه بازخورد، پاداش و تقویت رفتار، برقراری ارتباط و اجتناب از پیش‌گویی‌های خودشکوفایی در ورزشکاران خود مطالعه کنند. [۵۰] مربیان عمدتاً از طریق رفتار تعاملی با ورزشکاران بر انگیزه ورزشکاران تأثیر می گذارند. مربیان می توانند توسط ورزشکارانشان به عنوان پشتیبان یا کنترل کننده استقلال تلقی شوند. [۴۹]مربیان حامی استقلال ساختار و همچنین درگیر بودن و مراقبت از ورزشکاران را فراهم می کنند. مربیانی که تصور می شود کنترل کننده هستند جزوه روانشناسی ورزشی، انگیزه درونی کمتری را در ورزشکاران خود القا می کنند. انگیزه زمانی به حداکثر می رسد که مربی به عنوان پشتیبان استقلال در نظر گرفته شود، در حالی که سطح بالایی از آموزش و آموزش ارائه می دهد. با توجه به این یافته ها، مداخلاتی که روانشناس ورزشی انجام می دهد، بر افزایش رفتارهای خودمختاری حمایتی مربیان متمرکز است. [۴۹]
فلسفه کوچینگ به مجموعه ای از باورهای ذاتی مربی اشاره دارد که رفتار و تجربه او را هدایت می کند. [۵۱]این فلسفه باید خودآگاهی را تسهیل کند، اهداف مربیگری را در اولویت قرار دهد و ورزشکار محور باشد. داشتن یک فلسفه مرکزی برای فرد به مربی این امکان را می دهد تا به تصمیمات سریع در طول ورزش به شیوه ای سیستماتیک و متفکرانه واکنش موثرتری نشان دهد. یک مربی باید از ارزش‌های خود آگاه باشد تا نظارت کند که آیا این ارزش‌ها با افکار و اعمال او همخوانی دارند یا خیر. اغلب، دریافت بازخورد از منابع خارجی قابل اعتماد در توسعه این خودآگاهی مفید است. یک مربی همچنین باید اهداف مربیگری را بین برد، رفاه ورزشکار و زمان خارج از ورزش تعیین و اولویت بندی کند. فلسفه ورزش‌محور بر یادگیری و بهبود بر برنده شدن تأکید می‌کند، که رشد ورزشکار را در اولویت قرار می‌دهد. این فلسفه باید پویا باشد زیرا هر دو تجربه اجتماعی و مربیگری رخ می دهند و تغییر می کنند.[۵۱]
مربیگری ذهنی پرکاربردترین تکنیک برای افزایش دستاوردهای عملکردی از طریق افزایش سرسختی ذهنی است . این عمدتا برای ورزشکاران نخبه و افراد با موفقیت بالا استفاده می شود. شاخص عملکرد جهانی ابزاری است که برای پشتیبانی از این رویکرد توسعه یافته است. این فلسفه کل نگر (ذهن- بدن- قلب-روح) به سرعت سلامت روانی ورزشکاران را در حین سنجش پیشرفت عملکرد آنها ارزیابی می کند.
سبک ارتباطی یک مفهوم مهم برای روانشناسان ورزشی است تا با مربیان توسعه یابد. [۵۱]ارتباطات یک نقش ثابت برای مربیان است که به سمت ورزشکاران، والدین، مدیران، سایر مربیان، رسانه ها و حامیان هدایت می شود. این به طور عمده در اشکال صحبت کردن، نوشتن، زبان بدن و گوش دادن وجود دارد. ارتباط کلامی از طریق کلام انجام می شود. با این حال، ارتباطات غیرکلامی به طرز چشمگیری به نحوه درک افراد از ارتباط مربی کمک می کند. ارتباط غیرکلامی از طریق اعمال، حالات چهره، وضعیت بدن و حرکات صورت می گیرد. مربیان باید از کلمات، لحن و رفتارهایی که استفاده می کنند آگاه باشند. تحقیقات نشان داده است که ورزشکاران به بازخورد مثبت، آموزش های فنی خاص و تشویق های عمومی بهترین پاسخ را می دهند. روانشناسان ورزشی بر توسعه سبک های ارتباطی مربیگری تمرکز می کنند که مستقیم، کامل، فوری و واضح باشد و در عین حال حمایت کننده و خاص ورزشکار باشد.[۵۱]
مربیان نسبت به ایده داشتن یک رابطه حرفه ای ورزشکار و مربی بازتر شده اند. این رابطه مبنایی برای تنظیم عملکرد موثر خواهد بود. [۵۲]
فرآیندهای تیمی
روانشناسان ورزشی ممکن است کار مشاوره ای انجام دهند یا با کل تیم تحقیق کنند. این تحقیق بر تمایلات، مسائل و باورهای تیمی در سطح گروهی متمرکز است نه در سطح فردی.
انسجام تیمی را می توان به عنوان تمایل یک گروه به چسبیدن به هم در حین تعقیب اهدافش تعریف کرد. [۵۳] انسجام تیمی دارای دو جزء است:جزوه روانشناسی ورزشی انسجام اجتماعی (چقدر هم تیمی ها یکدیگر را دوست دارند) و انسجام کاری (چقدر هم تیمی ها برای رسیدن به هدف خود با هم همکاری می کنند). کارآمدی جمعی اعتقاد مشترک یک تیم است که می تواند یا نمی تواند یک وظیفه معین را انجام دهد. [۵۴] به عبارت دیگر، این باور تیم در مورد سطح شایستگی آنها برای انجام یک کار است. توجه به این نکته مهم است که کارآمدی جمعی یک باور مشترک بین اعضای تیم است و نه صرفاً مجموع باورهای خودکارآمدی فردی. رهبریرا می توان به عنوان یک فرآیند رفتاری در نظر گرفت که اعضای تیم را برای دستیابی به یک هدف مشترک تحت تأثیر قرار می دهد. [۵۵] رهبری در ورزش مناسب است زیرا همیشه رهبرانی در یک تیم وجود دارند (به عنوان مثال، کاپیتان تیم، مربی، مربی). تحقیق در مورد رهبری به بررسی ویژگی های رهبران موثر و توسعه رهبری می پردازد.
روانشناسی ورزشی سازمانی
از اوایل دهه ۲۰۰۰، روند رو به رشدی به سمت تحقیق و تمرین وجود داشته است که اهمیت ایجاد محیط‌های ورزشی را که افراد را قادر به شکوفایی می‌کند، بهتر تصدیق می‌کند. روانشناسی ورزش سازمانی زیرشاخه ای از روانشناسی ورزش است که به درک بهتر رفتار فردی و فرآیندهای اجتماعی در سازمان های ورزشی برای ارتقای عملکرد سازمانی اختصاص دارد. تمرکز روانشناسی ورزش سازمانی توسعه دانشی است که از توسعه سازمان های ورزشی با عملکرد بهینه از طریق افزایش تجارب روزانه برای کسانی که در حوزه نفوذ آنها فعالیت می کنند، حمایت می کند. [۵۶]این دانش می‌تواند به روش‌های مختلفی از طریق مداخلات در سطح فردی، گروهی یا سازمانی مورد استفاده قرار گیرد، و بنابراین روان‌شناسی ورزشی سازمانی منعکس‌کننده دیدگاه سیستمی برای مطالعه آکادمیک و جنبه‌ای ضروری از شایستگی پزشک است. [۵۷] [۵۸]
انگیزه در ورزش
انگیزه در حوزه روانشناسی به معنای شدت و جهتی است که تلاش در آن اعمال می شود. جهت انگیزه به این اشاره دارد که فرد چگونه موقعیت ها را جستجو می کند یا از چیزهایی که ممکن است چالش برانگیز باشد اجتناب می کند. شدت به میزان تلاش فرد برای هر چالش یا موقعیتی اشاره دارد. انگیزه ارتباط نزدیکی با شخصیت دارد و می توان آن را به عنوان یک ویژگی شخصیتی طبقه بندی کرد. سه نظریه کلی برای انگیزش وجود دارد: نظریه مشارکتی/ویژگی، نظریه موقعیتی و نظریه تعاملی. این نظریه ها شبیه نظریه های شخصیت هستند [۵۹] .
تئوری شرکت کننده/ویژگی
انگیزه شامل ویژگی های شخصیتی، خواسته ها و اهداف یک ورزشکار است. به عنوان مثال، برخی از ورزشکاران ممکن است به شدت رقابتی باشند و تمایل به پیشرفت و پیروزی دائمی داشته باشند. انگیزه این ورزشکاران رقابت با خود و دیگران است [۵۹] .
رایگان
انگیزه بستگی به موقعیت و محیط دارد. به عنوان مثال، برخی از ورزشکاران ممکن است زمانی که خودشان هستند تمایلی به کار سخت نداشته باشند، اما با تماشای آنها توسط دیگران انگیزه پیدا می کنند. انگیزه آنها بستگی به این دارد که آیا افراد دیگری در اطراف هستند یا خیر [۵۹] .
نظریه تعامل
این نظریه ترکیبی از ایده های شرکت کننده/ویژگی و موقعیتی است که در آن سطح انگیزه یک فرد به ویژگی های او و موقعیت در دست بستگی دارد. به عنوان مثال، اگر یک ورزشکار ممکن است ذاتاً رقابتی باشد و هنگام شرکت در یک مسابقه در برابر افراد دیگر، بیشترین انگیزه را داشته باشد. [۵۹]
بسته به ویژگی‌ها و موقعیت‌ها، یافتن انگیزه برای برخی افراد آسان‌تر از دیگران است. همانطور که گفته شد، کسانی که می توانند به راحتی انگیزه پیدا کنند، موفقیت تضمین نشده است و ورزشکارانی که مبارزه می کنند می توانند برخی از موارد را برای بهبود انگیزه خود تنظیم کنند. انگیزه را می توان با مربیگری یا رهبران، تغییر محیط، یافتن دلایل یا انگیزه های متعدد برای انجام کاری،جزوه روانشناسی ورزشی و واقع بین بودن در مورد آنچه قابل دستیابی است، تسهیل کرد. ورزشکارانی که دستاوردهای بالایی دارند به جای انگیزه برای اجتناب از شکست، بیشتر برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند [۵۹] .
نظریه معکوس
این نظریه انگیزش بیان می کند که همه رفتارهای انسان در هشت حالت، [۶۰] چهار مجموعه دو تایی تجربه می شود . یک حالت انگیزشی از هر یک از چهار جفت در هر زمان وجود دارد. نظریه معکوس دارای تحقیقاتی است که پدیده های روانشناختی و فیزیولوژیکی را به این حالات مرتبط می کند. برگشت‌های هدفمند از حالتی که کمتر مطلوب یا مفید است می‌تواند عملکرد و استقامت را افزایش دهد. [۶۱] برانگیختگی و استرس ممکن است به روشی منحصر به فرد و مفید با استفاده از این چارچوب نظری مورد استفاده قرار گیرد. [۶۲] این نظریه به خوبی در مطالعات در چندین قاره و در انواع ورزش ها پشتیبانی شده است. [۶۳]
اضطراب و استرس برانگیختگی
اگرچه اغلب تصور می شود که اضطراب یا استرس یک چیز منفی است، اما در واقع پاسخی ضروری برای بقای بدن است. طبیعی است که بدن سطوح خاصی از اضطراب و استرس را نشان دهد، با این حال، زمانی که شروع به مهار فعالیت کند، مشکل ساز می شود. [۶۴]برانگیختگی فعال سازی فیزیولوژیکی و روانی بدن در پاسخ به یک رویداد است. اضطراب صفت زمانی در یک فرد وجود دارد که سطوح پاسخ غیرعادی بالایی را به موقعیت‌هایی که تهدیدکننده نیستند تجربه می‌کنند. اضطراب حالتی احساس لحظه ای عصبی یا نگرانی است که با برانگیختگی بدن همراه است. اضطراب حالت را می توان به صورت شناختی تعریف کرد، جایی که افکار و نگرانی های عصبی برای لحظه ای رخ می دهد. همچنین اضطراب حالت جسمانی وجود دارد که در آن بدن پاسخ فیزیولوژیکی به برانگیختگی را تجربه می کند. این گاهی اوقات به صورت لحظه ای به صورت بال زدن در معده یا افزایش نبض ظاهر می شود. چهار نظریه اصلی برانگیختگی و اضطراب وجود دارد [۳۲] .
نظریه درایو
این رویکرد اضطراب را یک دارایی مثبت می داند. در شرایطی که اضطراب زیاد است، عملکرد به نسبت افزایش می یابد. این نظریه به خوبی پذیرفته نشده است، زیرا تصور می شود که ورزشکاران را می توان روان کرد، اما آنها را نیز روان کرد. این به سادگی به این معنی است که اضطراب می تواند برای برخی انگیزه ایجاد کند، اما می تواند دیگران را مهار کند. این به طور کامل به شخصیت فرد بستگی دارد، بنابراین نمی توان آن را به طور گسترده برای همه ورزشکاران اعمال کرد [۳۲] .
نظریه U معکوس
این رویکرد پیشنهاد می کند که بهترین عملکرد زمانی رخ می دهد که استرس متوسط ​​باشد (نه خیلی زیاد یا کم). این ایده در یک نمودار نشان داده شده است که در آن برانگیختگی فیزیولوژیکی در برابر عملکرد ترسیم شده است. منحنی شبیه U و معکوس است زیرا عملکرد در بالاترین مقدار خود است که در آن برانگیختگی در نیمی از بالاترین مقدار خود است. [۳۲]
منطقه نظریه عملکرد بهینه
این تئوری به هر نوع ورزشکار و اینکه چه سطحی از برانگیختگی برای بهترین عملکرد نیاز دارد، می پردازد. این نشان می دهد که هر ورزشکاری جزوه روانشناسی ورزشی برای داشتن انگیزه و عملکرد خوب به سطح استرس و برانگیختگی خود نیاز دارد. این نظریه خاص است اما تعیین کمیت آن دشوار است. [۳۲] یک مدل پیشنبب برای عملکرد بهینه توسط یوری هانین ارائه شد. این مدل بر تعامل بین تجربه هیجانی طبیعی و تکرار دو و میدانی تمرکز دارد. ترکیب این مفاهیم یک الگوی احساسی ایجاد می کند که برای هر فردی پایدار است. تجارب عاطفی مثبت، منفی، بهینه و ناکارآمد و چگونگی تأثیر آنها بر عملکرد ورزشی را در نظر می گیرد. [۶۵]اوج عملکرد زمانی است که یک ورزشکار این ناحیه از عملکرد مطلوب را تجربه کند. این مرحله شامل گسستگی و تمرکز شدید تا حد ناآگاهی از محیط اطراف، عدم خستگی و درد، کند شدن زمان ادراکی و احساس قدرت و کنترل است. این حالت را نمی توان مجبور کرد که اتفاق بیفتد، اگرچه ورزشکاران می توانند بر چندین متغیر روانشناختی کنترل داشته باشند که به دستیابی به اوج عملکرد کمک می کنند. [۶۶] روانشناسان ورزشی سعی می کنند ابزارهایی را در اختیار ورزشکاران قرار دهند تا کنترل بیشتری بر رسیدن به این سطح عملکرد اوج داشته باشند. این مداخلات کنترل اضطراب حالت و سطح برانگیختگی برای فرد و نیازهای وظیفه برای به حداکثر رساندن توانایی های عملکرد را هدف قرار می دهد. برخی از راهبردهای مورد استفاده عبارتند از ارزیابی مجدد شناختی، تنفس و آرامش و هیپنوتیزم.[۶۷]
مدل برانگیختگی مبتنی بر تمرین ویژه
“مدل برانگیختگی مبتنی بر تمرین ویژه” (موحدی، ۲۰۰۷) معتقد است که برای انجام بهترین و اوج عملکرد، ورزشکاران فقط نیاز به ایجاد سطح برانگیختگی مشابه با سطحی که در طول جلسات تمرینی تجربه کرده اند، دارند. برای اوج عملکرد، ورزشکاران نیازی به سطوح برانگیختگی بالا یا پایین ندارند. مهم است که آنها در طول جلسات تمرینی و مسابقه سطح یکسانی از برانگیختگی ایجاد کنند. به عبارت دیگر، سطوح بالای برانگیختگی می تواند سودمند باشد اگر ورزشکاران چنین سطوح بالایی از برانگیختگی را در طول چند جلسه تمرینی متوالی تجربه کنند. به طور مشابه، سطوح پایین برانگیختگی می تواند مفید باشد اگر ورزشکاران چنین سطوح پایینی از برانگیختگی را در طول برخی از جلسات تمرینی متوالی تجربه کنند. [۶۸]
تکنیک های رایج
در زیر برخی از متداول‌ترین تکنیک‌ها یا مهارت‌هایی که روانشناسان ورزشی به ورزشکاران برای بهبود عملکردشان آموزش می‌دهند آورده شده است.
تنظیم برانگیختگی
تنظیم برانگیختگی به ورود و حفظ سطح بهینه از فعال سازی شناختی و فیزیولوژیکی به منظور به حداکثر رساندن عملکرد اشاره دارد.جزوه روانشناسی ورزشی اگر فرد از طریق روش‌هایی مانند آرام‌سازی تدریجی عضلانی ، تمرین‌های تنفس عمیق و مدیتیشن یا استفاده از تکنیک‌های انرژی‌زا (مثلاً گوش دادن به موسیقی، نشانه‌های انرژی‌زا) در صورتی که به اندازه کافی هوشیار نباشد ، بیش از حد مضطرب یا تحت استرس قرار می‌گیرد، این ممکن است شامل آرامش شود . [۶۹] این ممکن است شامل راهبردهای شناختی آرامش از طریق روش‌های آماده‌سازی روان‌شناختی و خودگفتاری مثبت نیز باشد.
آرام سازی پیشرونده عضلانی (PMR) به تنش و شل شدن پیشرونده گروه های عضلانی هدف اشاره دارد که می تواند به کاهش فشار خون، کاهش اضطراب حالت، بهبود عملکرد و کاهش هورمون های استرس کمک کند. [۷۰] این تکنیک توسط ادموند جاکوبسون ابداع شد، که دریافت که افراد تحت استرس معمولاً افزایش تنش عضلانی را نشان می‌دهند. [۷۱] این تکنیک به ورزشکاران نیاز دارد که تنش را در یک گروه عضلانی احساس کنند تا آرامش بعدی را تشخیص دهند. برای استفاده موفقیت آمیز از این تکنیک، ورزشکاران باید حدود بیست تا سی دقیقه را به فعالیت اختصاص دهند، هر گروه عضلانی را حدود چهار تا هشت ثانیه منقبض کنند و اطمینان حاصل کنند که تنفس کنترل شده و عمیق نیز اعمال می شود. [۷۱]توجه به این نکته ضروری است که این تکنیک می تواند احساس خستگی را افزایش دهد. اگرچه این تکنیک به عنوان یک روش پیش از اجرا برای تنظیم برانگیختگی مناسب نیست، اما مشخص شده است که تمرین منظم طولانی مدت می تواند اضطراب حالت [۷۲] و درد مربوط به ورزش را کاهش دهد، که اغلب با اضطراب تشدید می شود. [۷۳]
تمرینات تنفس عمیق شامل آگاهی از ریتم نفس و تلاش آگاهانه برای کشیدن نفس های آهسته و عمیق است. تنفس عمیق آهسته یک تمرین سنتی در فرهنگ شرقی، یوگا و مدیتیشن است. برای فعال کردن سیستم عصبی پاراسمپاتیک استفاده می شود که به کاهش فشار خون و ضربان قلب کمک می کند. [۷۴] نرخ تنفس معمولی در انسان بین ۱۰-۲۰ تنفس در دقیقه است، در حالی که تنفس آهسته بین محدوده ۴-۱۰ نفس در دقیقه است. [۷۵] روش های مختلفی برای اعمال تنفس آهسته وجود دارد، مانند تکنیک ۴-۷-۸٫ ساده ترین حالت تنفس عمیق به مدت ۱ تا ۵ دقیقه با سرعت آهسته است. برای افزایش اثرات، افراد ممکن است جزوه روانشناسی ورزشی از تنفس دیافراگمی استفاده کنندهمزمان. برای انجام این کار، فرد از طریق بینی استنشاق می کند و به شکمش اجازه می دهد تا با پر شدن ریه ها بالا بیاید. سپس پس از مکثی لحظه ای، نفس را به آرامی از طریق دهان یا بینی رها کنید. همراه با استفاده فیزیولوژیکی آن، شواهدی وجود دارد که تنفس عمیق می تواند حس آرامش را افزایش داده و اضطراب را کاهش دهد. [۷۴] یک مطالعه بر روی شناگران رقابتی نشان داد که تمرین منظم تمرینات تنفس عمیق می تواند عملکرد ریه را با افزایش استقامت تنفسی بهبود بخشد. [۷۶]
استفاده از مدیتیشن و به طور خاص، ذهن آگاهی، یک تمرین رو به رشد در زمینه تشخیص برانگیختگی است. نظریه ذهن آگاهی-پذیرش-تعهد (MAC) رایج ترین شکل ذهن آگاهی در ورزش است و در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت. هدف MAC به حداکثر رساندن پتانسیل انسانی برای یک زندگی غنی، کامل و معنادار است. [۷۷]این شامل پروتکل خاصی است که شامل تمرینات مدیتیشن و پذیرش به طور منظم و همچنین قبل و حین مسابقه است. این پروتکل بارها با استفاده از بازیکنان بسکتبال مردان و زنان NCAA آزمایش شده است. در مطالعه ای که توسط Frank L. Gardner انجام شد، یک بازیکن بسکتبال زنان NCAA رضایت شخصی خود را از عملکرد خود از ۲٫۴ از ۱۰ به ۹٫۲ از ۱۰ پس از اجرای پروتکل MAC خاص برای چندین هفته افزایش داد. همچنین تأثیر موانع ذهنی بر بازی او از ۸ از ۸ به ۲٫۲ از ۸ در همان بازه زمانی در نتیجه پروتکل MAC کاهش یافت. [۷۸]
مطالعه دیگری در مورد پروتکل MAC که توسط فرانک گاردنر و زلا مور بر روی یک غواص رقابتی نوجوان انجام شد، نشان داد که وقتی پروتکل MAC برای جمعیت خاصی طراحی شده است، پتانسیل افزایش عملکرد را دارد. در این مورد، واژگان و مثال‌های موجود در پروتکل به گونه‌ای طراحی شده بود که برای یک نوجوان ۱۲ ساله کاربردی‌تر باشد. پس از اجرای پروتکل MAC به مدت چند هفته، غواص بین ۱۳ تا ۱۴ درصد افزایش امتیازات غواصی خود را نشان داد. [۷۹] این یافته مهم است زیرا قبلا اکثر آزمایش‌هایی که با استفاده از پروتکل MAC انجام می‌شد روی ورزشکاران کلاس جهانی بود.
تعیین هدف
هدف گذاری فرآیند برنامه ریزی سیستماتیک راه هایی برای دستیابی به دستاوردهای خاص در مدت زمان معین است. [۸۰] تحقیقات نشان می دهد که اهداف باید مشخص، قابل اندازه گیری، دشوار اما قابل دستیابی، مبتنی بر زمان، نوشته شده و ترکیبی از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت باشند. [۸۱] [۸۲] یک متاآنالیز از هدف گذاری در ورزش نشان می دهد که در مقایسه با هدف گذاری نکردن یا اهداف “بهترین انجام دادن”، تعیین انواع اهداف فوق روشی موثر برای بهبود عملکرد است. [۸۳]به گفته دکتر Eva V. Monsma، برای کمک به دستیابی به اهداف بلند مدت باید از اهداف کوتاه مدت استفاده کرد. دکتر مونسما همچنین بیان می کند که مهم است که “اهداف را با عبارات مثبت با تمرکز بر رفتارهایی که باید وجود داشته باشند به جای رفتارهایی که باید وجود نداشته باشند تعیین کنیم.” [۸۴] هر هدف بلند مدت باید یک سری اهداف کوتاه مدت نیز داشته باشد که در سختی پیشرفت می کنند. [۸۵] برای مثال، اهداف کوتاه‌مدت باید از اهدافی که دستیابی به آنها آسان است به اهدافی که چالش‌برانگیزتر هستند، پیشرفت کنند. [۸۵] داشتن اهداف کوتاه مدت چالش برانگیز، تکراری بودن اهداف آسان را از بین می برد و به فرد در تلاش برای اهداف بلند مدت خود برتری می بخشد. سه نوع اصلی از اهداف در روانشناسی ورزشی وجود دارد: اهداف نتیجه، اهداف عملکرد و اهداف فرآیند. [۸۶]
انواع اهداف
اهداف نتیجه توصیف می کنند که چگونه یک فرد یا تیم هدفش مقایسه با سایر رقبا است. [۸۶] این نوع هدف منحصر به فرد است زیرا ماهیت آن در مقایسه اجتماعی ریشه دوانده است. برنده شدن رایج ترین هدف نتیجه است. این نوع هدف کمترین اثر را دارد زیرا به عوامل زیادی بستگی دارد که برای فرد بیرونی هستند. [۸۶]
اهداف عملکردی اهداف ذهنی هستند که به دستاوردهای شخصی در یک نتیجه نهایی مربوط می شوند. [۸۶] این محصولات عملکرد بر اساس استانداردی است که برای فرد ذهنی است و معمولاً بر اساس اندازه‌گیری‌های عددی است. به عنوان مثال می توان به اتمام مسابقه در زمان معین، پرش از ارتفاع معین یا تکمیل مقدار مشخصی از تکرارها اشاره کرد. [۸۶]
اهداف فرآیند بر فرآیند عملکرد متمرکز هستند. [۸۶] اینها شامل اجرای رفتارهای مورد استفاده در فعالیت رسیدن به محصول نهایی عملکرد است. به عنوان مثال می توان به کنترل تنفس، حفظ وضعیت بدن یا استفاده از تصاویر اشاره کرد. [۸۶]
تصاویر
تصویرسازی (یا تصویرسازی حرکتی ) را می توان به عنوان استفاده از حواس چندگانه برای ایجاد یا بازآفرینی تجربیات در ذهن تعریف کرد. [۸۷] به‌علاوه، هرچه تصاویر واضح‌تر باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که مغز آنها را شبیه به رویداد واقعی تفسیر کند، که این امر اثربخشی تمرین ذهنی با تصویرسازی را افزایش می‌دهد. [۸۸] بنابراین، تصویرسازی خوب تلاش می‌کند تا از طریق استفاده از جزوه روانشناسی ورزشی حواس چندگانه (مانند بینایی، بویایی، حرکت‌شناسی )، زمان‌بندی مناسب، چشم‌انداز، و تصویر دقیق کار، تصویری واقعی را تا حد امکان ایجاد کند . [۸۹] هم شواهد حکایتی از ورزشکاران و هم یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تصویرسازی ابزاری مؤثر برای افزایش عملکرد و حالات روان‌شناختی مرتبط با عملکرد است (مثلاً اعتماد به نفس). [۹۰] این مفهومی است که معمولاً توسط مربیان و ورزشکاران یک روز قبل از یک رویداد استفاده می شود. هنگام استفاده از تصویرسازی می توان از دو دیدگاه استفاده کرد: اول شخص، که در آن یک تصویر در حال انجام این مهارت از خود است، و تصویرسازی سوم شخص، که در آن تصویر در حال تماشای مهارت توسط خود او یا ورزشکار دیگری انجام می شود. ورزشکاران می توانند از هر دیدگاهی که برایشان راحت تر است استفاده کنند. نظریه های متعددی در مورد نحوه استفاده ورزشکاران از تصویرسازی وجود دارد [۱] .
نظریه روان-عضلانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *